Untitled Document

اعتقادنامه – ۲

كه جناب رسالت مآب فرموده اند صلی الله علیه و سلم هر كه ایشانرا [دوست دارد بدوستی من دوست میدارد و هر كه ایشانرا دشمن دارد بدشمنی من دشمن میدارد و هر كه ایشانرا بیازارد مرا می آزارد و هر كه مرا بیازارد خدای را می آزارد و هر كه خدای را] بیازارد نزدیكست او را بگیرد (البته كه عذاب خواهد دید) نیز فرموده اند هر گاه خدا خواهد خیر مردیرا (بنده ای را) از امت من محبت اصحاب من در دلش می اندازد و لهذا در وقایعی كه در میان ایشان گذشته است بدگمان شدن و مظنه هوا و حب ایالت نمودن علامت بدبختی است كه نفوس زكیه آن بزرگواران ببركت صحبت سرور عالم از تعصب و هوا و حب منصب دنیا مطهّر و مزكی و از حرص و كینه و نفسانیت مهذب و مبرا شده بود كسی چند روزی در صحبت یكی از اولیاء امت آنسرور باشد كه خوشه چین خرمن فضل اویند سلطنت هفت اقلیم را بجوی نخرد چگونه روا باشد كه یاران جانی او با وجود طول صحبت و ترک وطن و تنعمات و بذل نفوس و اموال در راه آنحضرت هنوز ببلای نفسانی گرفتار و برای جیفه دنیای فانی همیشه در كار زار باشند مگر این بدگمانان نمیدانند كه بغض (آن برگزیده گان به بغض) آنسرور و نقص ایشان نعوذ بالله بنقص آن خلاصهء موجودات میكشد لهذا اكابر دین فرموده اند ما آمن برسول الله من لم یوقــــّر اصحابه بمعنی ایمان به پیغمبر خدا ندارد هر كه بزرگ نداند یاران او را و اهل جمل و صفین را در نزاعی كه با حضرت مرتضی كرده اند از مظنه طعن و تشنیع دور و همه معذور بل ماجور میباید دانست كه در حدیث هست مجتهد مخطی را اجری و مصیب را دوباره اجر حاصل است و شک نیست كه آن بزرگواران هر نزاع و كشاكشی كرده اند همه از روی اجتهاد بوده است نه بر وجه عناد و بر مجتهد فرض است كه عمل بمقتضای اجتهاد خود كند